أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
191
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
پيش آتش رويم و ايشان را آتشى بود بيمن در زير كوهى كه بحكومت آنجا رفتندى گناهكار را بسوختى و بىگناه را نرنجانيدى تبّع گفت : روا باشد بر آن قرار دادند و اين دو حبر بيرون آمدند توراة حمايل كرده و بر راه آن آتش بنشستند و حمير نيز بيامدند و بتان را بياوردند و تقرّبها كردند از شكاف آن كوه آتش بيرون آمد و روى به حمير نهاد و ايشان را و بتان را بسوخت و اين دو حبر را هيچ گزند نكرد ايشان از ميان آتش بيرون آمدند بسلامت و توراة ميخواندند عرق از پيشانى ايشان ميچكيد و آتش با جاى خود شد و حمير كه آن بديدند در دين موسى شدند اصل جهودى در يمن ازينجا افتاد ابو حاتم گفت كه : اين ابو كرب برسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايمان آورد پيش از آنكه ويرا فرستادند بهفتصد سال و اين بيتها وى گفته است : شهدت على أحمد أنّه * رسول من اللّه بارى النّسم فلو مدّ عمرى الى دهره * لكنت وزيرا له و ابن عم آنگه گفت : [ كُلٌّ كَذَّبَ ] اينان همه چون پيغمبران را بدروغ زن داشتند و عيد و عذاب « 1 » من بر ايشان واجب شد و آيت براى تهديد اهل مكّه فرستاد . [ سوره ق ( 50 ) : آيات 15 تا 19 ] أَ فَعَيِينا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ( 15 ) وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ( 16 ) إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ( 17 ) ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ( 18 ) وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ ( 19 ) اى « 2 » ما فرو مانديم بخلق اوّل ؛ استفهام است بر سبيل انكار يعنى فرو نمانديم و چون بخلق اوّل فرو نمانديم و از ناچيز محض چيزى آفريديم اولى و احرى « 3 » كه بخلق
--> ( 1 ) در غالب نسخ : « و عيد عذاب من » . ( 2 ) يعنى آيا . ( 3 ) در نسخ اين تفسير و تفسير ابو الفتوح ( ره ) اعمّ از نسخ خطّى و چاپى : « أخرى » و بطور حتم غلط است و صحيح آنست كه در متن ملاحظه مىشود ؛ يقال : « انّه لحرىّ أو حر أو حرى بكذا او ان يفعل كذا اى جدير ؛ و الاحرى الاولى و الاجدرو الاخلق » ابو نصر فراهى در نصاب الصبيان گفته : « جدير و قمين و حقيق و حرى * سزاوار ، و هاگير و ادخل در آى » . پس معنى احرى و اولى سزاوارتر و زيبندهتر و لايقتر خواهد بود .